محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4092
تاريخ الطبرى ( فارسي )
در اين سال ابراهيم بن هشام سالار حج بود ، اين را از ابو معشر آوردهاند . واقدى و ديگران نيز چنين گفتهاند . واقدى گويد : در اين سال ، روز پس از قربان ، پس از نيمروز ابراهيم بن هشام در منى با كسان سخن كرد و گفت : « از من پرسش كنيد ، من فرزند يگانهام ، از هيچكس پرسش نخواهيد كرد كه از من داناتر باشد . » گويد : يكى از مردم عراق به پا خاست و دربارهء قربان از او پرسيد كه واجب است يا نه ؟ و هشام ندانست به او چه گويد و فرود آمد . در اين سال ، عامل مدينه و مكه و طائف ابراهيم بن هشام بود . عهده دار نماز بصره ابان بن ضبارهء يزنى بود . سالار نگهبانان بصره بلال بن ابى برده بود ، قضاى آنجا با ثمامة بن عبد الله انصارى بود از جانب خالد بن عبد الله قسرى . عامل خراسان ، اشرس بن عبد الله بود . آنگاه سال صد و دهم در آمد . سخن از خبر حوادثى كه به سال صد و دهم بود از جمله حوادث سال آن بود كه مسلمة بن عبد الملك به غزاى تركان رفت و از جانب در بندالانها سوى آنها رفت و با خاقان و سپاه وى تلاقى كرد كه نزديك به يك ماه نبرد كردند ، بارانى سخت بر آنها باريد و خدا خاقان را هزيمت كرد كه بازگشت ، مسلمه نيز بازگشت و بر مسجد ذو القرنين عبور كرد . در همين سال ، چنان كه گفتهاند معاوية بن هشام به غزاى سرزمين روم رفت و صماله را گشود . و هم در اين سال عبد الله بن عقبه فهرى به غزاى تابستانى رفت . چنان كه واقدى گويد سالار سپاه دريا عبد الله بن معاوية بن خديج بود .